1193، زاده شد؛ پس از 1260، درگذشت. مانند پدر و جدش نخست در خدمت غوريان بود، در 1226، به خدمت ناصرالدين قباجه فرمانرواي سند پيوست، و در 1227، به خدمت شمسالدين ايلتوتميش (التَميش)، سلطان دهلي از 1210 تا 1235، درآمد؛ كه دولت مخدوم سابقش را برانداخته بود.
منهاج سراج در 1260، تاريخ سلسلههاي سلاطين اسلامي آسيا را تا 1260، به زبان فارسي نوشت و به نام ناصرالدين محمود فرزند ايلتوتميش طبقات ناصري
ناميد. اين كتاب در بيست فصل است، كه فصل اول به اوليا و انبيا و فصل آخر به حملهٴ مغول اختصاص دارد. از قرار معلوم فصل آخر مهمترين فصل است.
جويني
علاءالدين عطاملكبن محمد جويني، از بزرگترين مورخان ايراني در حدود 1233، در آزادوار جوين واقع در غرب خراسان زاده شد؛ در 1283، در اران1 درگذشت.
او دو بار در 1249 ـ 1251 و 1251 ـ 1253، به مغولستان رفت و بازگشت. كاتب هلاكو (ايلخان از 1256 تا 1265) بود و او را در فتح قلاع اسماعيليه همراهي كرد. هنگامي كه مغول، در 1256، قلعهٴ الموت را گرفتند، كتابخانهٴ بزرگ آنجا بر اثر وساطت جويني از نابودي نجات يافت و در اختيار وي قرار گرفت، جويني موجب شد تا آثار ضاله نابود و بقيه به رصدخانهٴ نوبنياد مراغه انتقال يابد. در 1256، به حكومت خراسان، و در 1262، به حكومت بغداد منصوب شد. در زمان اباقا (1265 ـ 1281)، جانشين هلاكو همچنان والي بغداد بود و به احيا و تجديد رونق شهر با احداث نهري تازه، و غيره كمك كرد. وقتي دنهه بِطريق نسطوري در خانهاش بست ايجاد كرد، او نمونهاي از بردباري ديني خود را نشان داد. پس از 1270، به دستبرد در مال اوقاف متهم شد، و در اواخر سلطنت اباقا به صورتهاي مختلف گرفتار تنگدستي، بدبختي و آزار گشت. در زمان احمد تگودار (1281 ـ 1284)، تعقيب او ادامه يافت، ناچار به اران گريخت و در آنجا درگذشت (1283).
مهمترين تأليف جويني تاريخ مغول به زبان فارسي است كه تاريخ جهانگشا نام دارد. او در اثناي سفرهايش به مغولستان (1251 ـ 1253)، درصدد نوشتن آن برآمده و مقارن سال 1260، به اتمام رسانده است. اين كتاب مهمترين سند فارسي در اين زمينه است.
جهانگشا درسه مجلد است؛ مجلد اول مربوط است به ظهور دولت مغول تا سقوط خوارزمشاهيان (1231)، و اسماعيليان (1256)، ولي مجلد دوم و سوم به ترتيب از تاريخ اين دو سلسله بحث ميكند.
جويني براي نوشتن مجلد دوم از مشاربالتجارب ابوالحسن عليبن زيد بيهقي (برآمدنش